یلدا آمد
۱۳۸۵/۰۹/۳۰
General
اول صبحی تو وب سایت بی بی سی چشمم به این عکس شب یلدا افتاد و کلی یاد گذشته کردم. یاد خونه مادریرزگ خدا بیامرزم افتادم. یادش بخیر، چه روزهایی بود.
دیشب نتونستیم به مهمونی شب یلدای بچه های دانشگاه مریلند بریم ولی جاتون خالی مهمونی اداره ما خوب بود. یه چیز جالبی که من نمی دونستم این بود که کلتیک ها و آتئیست ها هم یلدا رو جشن می گیرن. دو سه تا از همکارها از وقتی فهمیدن که ایرانی ها هم یلدا رو جشن می گیرن، کلی احساس قوم و خویش بودن بهشون دست داده و چپ و راست تبریک می گن. یکیشون هم ترجمه انگلیسی دیوان حافظ رو خریده و هر روز تفالی می زنه و برام می خونه!
امیداورم یلدای خوبی داشته باشین. ما که از خاندان به دوریم، امیداورم به شماها خوش بگذره. راستی، نیازمندها رو هم فراموش نکنید. هر چند یلدا یک شبه فرهنگیه، اما با آجیل کیلویی ۴۰۰۰ تومن شعر خوندن و ساز زدن یه جورایی سخت می شه. این شب ها بهترین فرصت برای شاد کردن دیگرانه.










آذر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۹ ب.ظ
happy yalda to you. now that it seems to be getting cold (finally!), a warm coal Korsi sounds so nice. this picture reminded me of the days of sitting under my grandmother’s korsi too. what lazy warm wonderful days they were, even if there was a war going on!
آذر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۳:۵۷ ب.ظ
این کلتیک و آئیست که گفتین چی هست؟ تا حالا نشنیدم
آذر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۴:۴۰ ب.ظ
celtic
and
atheists
آذر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۴:۴۷ ب.ظ
سلام
شب یلدابرشما مبارک
آذر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۴:۵۰ ب.ظ
یادش بخیر قدیما خونه بابابزرگ ء دور کرسی با عموها چه خوش میگذشت.
بابایزرگم باغبون بودء بعد از یه ساعت که دور هم بودیم میرفت از انارای باغ خودش که نگه داشته بود میاورد و خوروسی میکردو همگی می خوردیم. خدا بیامرزش. دیگه نه بابابزرگ هست نه کرسی نه انارای باغ بابابزرگ.
آذر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۷:۱۴ ب.ظ
aghayoon, khanooma ,jahijoon, fargang az in bahaltar pas chera bazi az in iraniaye oonvari balanesbat inghad khaenan masalan in canadaeeha ra oftadan zedde iran emza jam kardan . (vaghean iran intoriye ke ina be kharejiha moarefi mikonan ?)
آذر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۷:۱۶ ب.ظ
sory (hajijoon,farhang)
دی ۱م, ۱۳۸۵ در ۹:۵۶ ق.ظ
سلام لطفا در این بازی شب یلدا شرکت کنید!
http://www.germanestan.persianblog.com
دی ۱م, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۲ ق.ظ
حالا این “کلتیک ها و آتئیست” که گفتی یعنی چه؟ (با لهجه شیر فرهاد خوانده شود) ا.
دی ۱م, ۱۳۸۵ در ۱:۲۸ ب.ظ
hey, take it easy, it is just to have some fun, it shouldn’t just be done on Yalda!