ساشا و مالیا اوباما

ساشا و مالیا اوباما

یکی از صدابردارهای قدیمی واحد مرکزی خبر تعریف می کرد اوایل انقلاب برای تهیه گزارشی به یکی از مناطق محروم سیستان و بلوچستان رفته بودن. در حین کار از یکی از روستایی ها درباره وضع زندگی می پرسن و او هم به جان شاه دعا می کنه که امنیت وجود داره و زندگی در جریان. همکار ما پیش خودش فکر می کنه طرف داره درباره محمد رضا شاه پهلوی حرف می زنه و خبری از انقلاب نداره اما متوجه می شه اطلاعات کپرنشینان محروم اون منطقه از وضع سیاسی مملکت مربوط به دوران مظفری است!

حالا این شده قضیه من. سه روز بعد مراسم تحلیف اوباما می خوام درباره این رخداد تاریخی بنویسم. راستش اون روز با این که بیشتر در دفتر بودم و تنها دو ساعت به محل عبور اوباما و همسرش در خیابان پنسیلوانیا رفتم ولی شدیدا گرفتار بودم و بعد از کار هم به خاطر کار زیاد دو سه روز قبلش عملا ولو شدم ( دوشنبه ۱۸ ساعت کار کرده بودم). دیروز و امروز هم حسابی درگیر بودم. بعدش هم الحمدلله همه شبکه های تلویزیونی پوشش کافی و وافی دادن و جایی برای عریضه نویسی امثال بنده باقی نگذاشتن. اما چند خطی می نویسم.

این دو تا دختر کوچولو که عکسشون رو اون بالا گذاشتم، مالیا و ساشا (ناتاشا) دختران باراک اوباما هستن. پالتو و لباس های این دو از لباس فروشی زنجیره ای جی کرو تهیه شده. همسر اوباما هم تا قبل از این که شوهرش در انتخابات برنده شه بیشتر لباس هاش رو از اینجا می خرید و کفش و دستکش او در روز تحلیف از این فروشگاه تهیه شده بود. جالب این که انتشار تصاویر مالیا و ساشا در روز تحلیف باعث شد تا ارزش سهام جی کرو روز گذشته ده درصد بالا بره! بیلبورد تبلیغاتی بهتر از این سراغ دارید؟‌ خداییش اگر هاکوپیان لباس هاش رو تن آقازاده های احمدی نژاد می کرد، همچین اتفاقی می افتاد؟

لحظه ای که اوباما در مراسم تحلیف سوگندش رو ادا می کرد، در دفتر بودم و به همراه دو وکیل کله گنده داشتم مراسم رو تماشا می کردم. جان زاگبی معروف هم بود. همین طور که اوباما داشت کلمات سوگندنامه رو ادا می کرد، به نظرم رسید اوباما مکث کرد و به نظر رسید که متن رو فراموش کرده. هاج و واج مونده بودم که چرا این طوری شد که دو وکیل کناردستی فوری گفتن اوباما درست گفت، جان رابرتس رییس دیوان عالی اشتباه کرد! زاگبی هم پشتش رو کرده بود به ما و به جون جان رابرتش غر می زد!

حالا قضیه چه بود؟ قاضی القضات آمریکا موقع خوندن متن سوگندنامه یک کلمه رو جابجا گفته بود. اوباما موقع تکرار متوجه می شه و مکث می کنه تا رابرتس تصحیح کنه متن رو. اینجا بود که در یک لحظه به نظر رسید اوباما متن سوگندنامه رو فراموش کرده. ( ویدیوی اون لحظه رو در یوتیوب ببینید.)

اوباما شب گذشته  سوگندنامه را در حضور رابرتش و در یک جمع خصوصی دوباره ادا کرد تا دهن منافقین و شکاکین رو ببنده.  البته پیش اومده در مراسم تحلیف،‌ از نظر قانونی خدشه ای بر ریاست جمهوری اوباما وارد نمی کرد ولی رییس جمهور جدید برای ابراز اطمینان که روزی یک آدم ملا نقطی علیه او به دادگاه  شکایت نکنه، این کار رو انجام داد.

باراک اوباما و همسرش شب دوشنبه در ۱۰ مراسم جشن مختلف که به افتخار او برگزار شد، شرکت کرد و قر داد. یکی از این مراسم جشن جوانان بود و خبرنگار سی ان ان هی تکرار می کرد دعوت شدگان جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله هستن. راستش رو بخواین واقعا وحشت کردم. یادم افتاد که چهار پنج ماه دیگه ۳۵ سالم می شه و احتمالا از طبقه بندی رسمی جوانان خارج می شم. ای داد!

راستی اون روز وحشتناک سرد بود. ساعت ۷ صبح هوا منهای ۷ درجه بود. همکارانم که از ساعت ۵ صبح راهی کار شده بودن و تا ۶ بعد از ظهر تو سرمای خیابان و محوطه باز لرزیدن. بندگان خدا خیلی اذیت شدن.