
رکسانا صابری در تهران
پنجشنبه رجانیوز تیتر زده بود: عکس رکسانا صابری در کنار خاتمی
بعدش هم نوشته: رکسانا صابری جاسوسی است که بدون مجوز خبرنگاری ….
قابل توجه سایت وخیمه:
۱- انتشار عکسی که تا حالا ۵۰ بار در سایت بی بی سی و ان پی آر و پنجاه جای دیگر منتشر شده، چه ارزش خبری داره که بعد از سه هفته یک مطلب سه خط و نیمی رو بهش اختصاص دادید؟
۲- خاتمی چند هفته است که از داوطلبی شرکت در انتخابات انصراف داده. مثلا می خواین تخریب شخصیت کنین ؟
۳- اگر نظام قضایی سفت و محکمی داشتیم، پدر رکسانا صابری که به ایران سفر کرده می تونست ازتون شکایت کنه جهت اطلاع: صابری متهم به جاسوسی است و هنوز از سوی دادگاه مجرم شناخته نشده که به عنوان جاسوس بهش اشاره می کنید. قضیه موسویان یادتون رفته که چند ماه تنبونتون رو کشیدید سرتون و خشتک های اهل منزل رو پرچم کردید و طرف آخرش تبریه شد؟
۴- لطفا کمی از سایتتون گندزدایی کنید. این قدر از روی نفس و حب و بعض و کینه ننویسید. عصبی مزاج نباشید. یک کمی از حال و هوای بهار لذت ببرید. با همسرانتان مهربان باشید. به فکر ایتام و مساکین باشید. اصلا امسال اطعام مساکین کردید؟ اگر کردید که خدا خیرتون بده و گرنه هر چه زودتر آستین ها را بالا بزنید. خدا بزرگ است. اگر امسال در انتخابات بازنده شدید، چهار سال دیگر و شاید هشت سال دیگر دوباره نوبت شما خواهد شد تا معجزه جدیدی را رو کنید. اصلا خوبی دموکراسی به وجود همین فرصت هاست.
۱۳۸۷/۱۱/۱۶
General و Iran-US و US
۱- اگر بلد نیستید با اسکایپ کار کنید، مواظب باشید! ممکنه وقتی درباره گوسفند و اسفناج و … حرف می زنید، دستتون رو اسم نیک آهنگ بخوره و او هم ناخواسته حرفاتون رو بشنوه و شما کلی خجالت بکشید.
۲- هیلاری کلینتون امروز دوباره حرف های اوباما درباره دراز بودن دست آمریکا به سوی ایران و باز نشدن گره مشت ایران رو تکرار کرد. یکی نیست بهش بگه خواهر من، اگر قرار باشه مشتشون رو باز کنن که دستشون رو می شه. انتظاراتی داریدها!
۳- امروز با یک تحلیل گر نظامی حرف می زدم. بهش گفتم حالم از این سیرک رسانه ای که درباره ماهواره ایرانی به راه افتاده، به هم می خوره. گفتم وقتی یک کشور در حال توسعه چیزی رو به مدار زمین می فرسته، شما به جای تحلیل این موفقیت علمی می رید می چسبید به فناوری موشک های بالستیک و بمب اتم. گفت آخه این نشون می ده ایران خیلی راحت می تونه این موشک با کلاهک هسته ای رو شوت کنه اون سر دنیا. خنده ام گرفت. بهش گفتم به جای صحبت از نیمه خالی لیوان چرا نمی گید ایران از یک فناوری نظامی برای مقاصد صلح آمیز استفاده کرد!
۴- من گاهی از درک این که تو سر سیاستمدارها چی می گذره، عاجز می شم. فکر می کنم باراک اوباما هم از دست دور و بری هاش عاجز شده که امشب در گفتگو با اندرسون کوپر رسما گفت اشتباه کرده. تا حالا مشخص شده که ۳ نفر از یاران اوباما تخلف مالیاتی داشتن. تام داشل، رهبر سابق دموکرات های سنا پس از چند روز کش و واکش درباره ۱۴۰ هزار دلار مالیات معوقه پیشین خود، اعلام کرد از نامزدی وزارت بهداشت انصراف داده. اتفاقا خانم ننسی کیلفر هم که قرار بود در کابینه اوباما عهده نظارت بر بودجه فدرال رو بر عهده داشته باشه به خاطر ۹۰۰ دلار تخلف مالیاتی کناره گیری کرد. گایتنر، وزیر دارایی جدید آمریکا هم سابقه ۳۴ هزار دلار تخلف مالیاتی داشت ولی موفق شد رای اعتماد بگیره. اوباما با شعار تغییر به کاخ سفید رفت. مهم ترین بخش شعار تغییر هم مربوط به تغییر در ساختار سیاسی واشنگتن بود. حالا رسانه ها دارند از او انتقاد می کنند که چرا گزینه های کابینه خودش رو بدون دقت کافی انتخاب کرده.
به به چه حالی می ده آدم ساعت ۱۰ بیدار شه.
قبل از بیرون اومدن از رخت خواب داشتم خیلی کاسب کارانه مزایا و مضرات انتخاب احتمالی سناتور کلینتون رو به وزارت خارجه آمریکا بررسی می کردم.
به این نتیجه رسیدم که اگر خانم کلینتون وزیر خارجه شه، ذوق زدگی زود هنگام دولت احمدی نژاد برای ماهی گیری از آب گل آلود روابط دو جانبه خیلی زود به یاس تبدیل می شه. البته این وسط مردم ایران هم بز خواهند آورد.
چرا؟
خانم کلینتون و باراک اوباما درباره ایران اختلاف های اساسی دارند. خانم کلینتون در ماه مارس صحبت از اضمحلال ایران در صورت حمله به ایران زده بود. او به قطعنامه تروریستی خواندن سپاه رای داده بود و مخالف گفتگوی بدون پیش شرط با احمدی نژاد هست.
البته گزینه ایران گزینه خیلی مهمی برای اوباما در انتخاب خانم کلینتون برای وزارت خارجه نخواهد بود. او با کوهی از مشکلات مواجه هست و سناتور کلینتون خیلی خوب اونها رو برطرف خواهد کرد. مهم تر این که اوباما با این کار، رقیبش رو از سنا خارج می کنه و به دولت می آره و به این وسیله خاری از چشم دولت اوباما در کنگره در خواهد اومد.
برخلاف کلینتون، اگر سناتور چاک هیگل جمهوری خواه به این سمت انتخاب شه، مسیر گفتگو با ایران به مسیر روان و عملگرایانه هدایت خواهد شد.
ولی خداییش وزارت خارجه به کلینتون خیلی می آد.
باراک اوباما امشب اولین مصاحبه تلویزیونی خودش رو پس از پیروزی در انتخابات انجام داد. مصاحبه خوبی بود. هم او و هم همسرش خوب حرف زدن. اوباما اون آرامش همیشگی رو به دست آورده بود و اعتماد به نفس میشل هم بهتر شده.
اما …
اوباما در رابطه به سیاست خارجی به عراق، افغانستان، اسامه و گوانتانامو اشاره کرد ولی امان از یک نیم نگاه به ایران!
حسین جان، ما به تو دل خوش کرده بودیم! این بود جواب حسین حسین های ما؟
چرا درباره ایران صحبت نکردی؟ حالا ما این خود بزرگبینی تاریخمون رو چه کنیم؟ محمود چه کار کنه؟ طفلک منتظر یک غمزه توست. اما تو نه چیز خوبی درباره ایران گفتی و نه چیز بد! آخه چرا؟ فکر روزنامه ها و سایت های ما رو نکردی؟ خانم رجبی قراره درباره روابط ایران و آمریکا صحبت کنه، چرا به او رحم نکردی؟
حسین جان، باراک جان، چه می دونم اوباما جان. من که هر چه فکر کردم نفهمیدم چرا درباره ایران و برنامه هسته ای این کشور و چالش اون برای آمریکا صحبت نکردی. اما حاج قلی از تهران زنگ زده بود، می گفت این نشونه ضعف آمریکاست. اوباما می خواد به روش نیاره و خودش رو از تک و تا نندازه برای همین به ایران اشاره نکرد.
ما که پاک دیپرس شدیم این سر شبی!
* تیتر این مطلب کاملا تزیینی است و با هدف کمک به استکبار جهانی تنظیم شده است.
این روزها مطالب و تحلیل های سایت های داخلی رو که می خونی مملو از ذوق زدگی های بچه گانه درباره آینده روابط ایران و آمریکاست.
گویا جماعت فکر می کنند آمدن اوباما به معنی پیروزی خودشان در نبرد حق علیه باطل است و آمریکا آماده است که علاوه بر تامین شرایط آنها، ابراز ارادت و نوکری هم بکند.
دوستان من، به جای این که فقط به خواندن تیتر مطالب روزنامه های آمریکا اکتفا کنید، کل مطالب رو بخوانید و سپس تحلیل بنویسید.
۱۳۸۷/۰۷/۱۶
Iran-US و Media
این هواپیما ره گم کرده به زمین نشانده شده اگر جدی جدی آمریکایی بود، چه سر و صدایی به پا می کرد. توجه رسانه های جهانی از وضع آشفته بازارهای جهانی به ایران منحرف می شد، بهای نفت ۲۰ دلار می رفت روش، مردم دوباره دلشوره می گرفتن و روزنامه نگارها رقص و پایکوبی می کردن.
حیف که این طیاره مجاری از آب دراومد. چه خبری سوخت! آخ!
اما از این ها که گذشته، من در کار خبرگزاری فارس موندم. این خبر متعلق به یک هفته پیش بوده. این که یهو یک همچین خبر مهمی با این همه غلط و اشتباه رو تلکس یک خبرگزاری می ره، می تونه بیانگر دو موضوع باشه. یا این که وضع این خبرگزاری واقعا فشل هست یا این که مسوولان در حال سنجش دمای آب ها خلیج فارس.
اگر مورد اول درست باشه، برای فارس متاسفم. هر چه اهمیت یک خبر غلط بیشتر باشه و تبعات آن بیشتر، از اعتبار منبع خبر بیشتر کاسته می شه. برو و برگرد هم نداره.
اگر مورد دوم درست باشه، می شه گفت دماسنج خوبی رو علم کردن. از واکنش ها و افزایش ۵ دلاری بهای نفت در عرض چند دقیقه می شه فهمید آب های خلیج فارس همچنان داغ داغ هستن. در این حال این سوال مطرح می شه مسوولان چرا به جای ایرنا یا صدا و سیما، فارس رو انتخاب کردن؟
۱۳۸۷/۰۷/۰۲
Iran-US و Media
پخش مصاحبه لری کینگ با احمدی نژاد همین الان تمام شد. باید گفت احمدی نژاد در یک سال گذشته خیلی ترقی کرده و خوب جواب داد. البته وقتی می گم خوب جواب داد منظورم این نیست که با همه جواب هاش موافق بودم ولی نحوه جواب دادنش منطقی و مقبول بود. این نشون می ده چهار سال طرح کاد بالاخره جواب داده …
اما یکی از دلایل قوت احمدی نژاد در این مصاحبه، سوال های در پیت، سطحی و کلیشه ای لری کینگ بود. هیچ کدام از سوال های مربوط به سیاست خارجی که از احمدی نژاد پرسیده شد سوال های قوی نبودن. سوال های مطرح شده همگی تکراری بودن و قدیمی. حتی صدای خود احمدی نژاد هم در آمد که این سوال ها رو ۴ سال پیش هم از پرسیدن!
درباره وضع داخلی ایران هم که لری با اون سوال پرسیدنش گند زد. از وضع حقوق بشر می پرسه و بعد از سخنان احمدی نژاد درباره همجنس گراها مثال می آره. البته با خرابکاری سال گذشته احمدی نژاد مسلم هست که همچنین مثالی زده بشه ولی آیا مشکلات حقوق بشر ایران فقط به همین موضوع ختم می شه؟ این نشون می ده که لری کینگ بدون آمادگی این مصاحبه رو انجام داد و هر اون چیزی رو که دم دستش داشته به عنوان سوال مطرح کرده.
به نظر من مهم ترین دستاورد این مصاحبه تقویت جایگاه محمود احمدی نژاد در بین مسلمانان و جهان عرب بود.

تینا فی در نقش سارا پی لین
هفته دیگه همزمان با سفر احمدی نژاد به آمریکا برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گروه های مختلفی قراره در نیویورک تظاهرات کنن. هیلاری کلینتون که سناتور ایالت نیویورکه، قرار بود در یکی از این تظاهرات شرکت کنه اما به محض این که می شنوه سارا پی لین هم قراره اونجا حاضر باشه، حضورش رو کنسل می کنه تا با او رو در رو نشه!
پارسال که احمدی نژاد به نیویورک سفر کرد، یک برنامه تلویزیونی در شبکه ان بی سی یک کلیپ موزیکال رو درباره او پخش کرد که خیلی ها اون رو در یوتیوب دیدن. سه شب پیش همین برنامه اس ان ال تکه با مزه ای رو با شرکت هیلاری کلینتون و سارا پی لین پخش کرد که دیدنش خالی از لطف نیست. این شما و این سارا پی لین قلابی!
۱۳۸۷/۰۶/۱۵
Iran-US و Media
نمی خوام درباره این لینک ویدویی توضیح اضافه بدم. خودتون ببینید. هر برداشتی هم که کردین به خودتون مربوطه، گردن من نندازین لطفا!
فقط این رو می گم که این آگهی از تلویزیون الفرات که به دار و دسته عبدالعزیز حکیم وابسته است، پخش شده. زیر نویس انگلیسی اون هم مربوط به یک شرکت اسرائیلی است.
اما برای اونهایی که لینک رو نمی تونن باز کنن دو کلام اضافه تر می نویسم.
محتوای آگهی:
آگهی با تصویر یک زن عزادار شروع می شه که سر قبر عزیزش نشسته و گریه می کنه. نریتور آگهی همزمان این سوال رو مطرح می کنه: “آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چه کسی پول بمب هایی را که عراق را ویران می کند، تامین می کند.”
بعد تصویر پاهای یک فرد نظامی را می بینین که به سمت کمدی حرکت می کنه و کیفی را بر می داره و شما در عرض دو سه ثانیه چشمتون به آرم سپاه، عکس یک پاسدار، پرچم و نقشه ایران می خوره. اون نظامی کیف رو به فردی می ده که سوار اتوبوس می شه و … سپس تصاویر شورشی های عراق رو می بینید.
بعد دوباره نریتور می آد و می گه: “خوب، حالا می دونید؟” و تصویر رو به عقب بر می گردونه و روی المان های ایرانی نگه می داره و بر اونها به صورت تصویری تاکید می کنه.
… از روز مرد گذشته، امروز روز پدر هم هست. این روز رو به همه پدران عزیز تبریک می گم. ایشالا به پای همسرانتون پیر شید.
تبریک مخصوص هم دارم برای پدر و پدر همسرم. پدر من تو زندگی برام همیشه یک پشتوانه خیلی مهم بوده.
چند روزیه خیلی تنبل شدم. مطلب برای نوشتن زیاد بوده ولی به همون اندازه هم کارم زیاد بود. مخصوصا که در این دو هفته گذشته شبفت شب زیاد داشتم و روزها خیلی حال و حوصله نداشتم.
پریشب یک چیزی تو صندوق پست منزل بود که موجبات انبساط خاطر حضرتمان را فراهم کرد. شماره ماه آگوست نشنال جئوگرافیک گزارش مفصلی درباره ایران داره. هنوز وقت نکردم بخونمش ولی طرح رو جلدش حرف نداره!
گفتم طرح روی جلد یاد جنجال دو روز پیش روی جلد نیویورکر افتادم. اساتید فن در این باره نوشته اند. همین رو اضافه کنم که این داستان بیانگر آخر و عاقبت نخبه گرایی است. نیویورکر این طرح رو برای مخاطبان نخبه اش چاپ کرد، غافل این که افراد غیرنخبه هم آن خواهند دید.
گفتم نخبه گرایی، پس می ریم سراغ انتخابات آمریکا:
چهار سال پیش که هنوز یو تیوب هم نبود، همزمان با رقابت های انتخاباتی جان کری و جورج بوش، یک انیمشن طنز سیاسی به وسیله گروه جیب جب تهیه شد که برای خیلی ها جالب بود. نسخه ۲۰۰۸ این انیمیشن منتشر شده. این هم لینکش.
قضیه موشک های فوتوشاپی که یادتونه. قابل توجه آی کیو داران عزیز که همه دنیا از این کارها انجام می شه ولی اون قدر زبل هستن که کاراشون از نظر دیپلماسی عمومی به آبروریزی منجر نشه. این ویدیو رو نگاه کنید.